حزن به‌مثابه گفت‌وگوی ملودیک

یادداشتی از منظر شنیدن و تحلیل آلبوم «جانِ حزین» اثر کیارش داودی

در تجربه‌ی من از موسیقی کلاسیک ایرانی، «حزن» همواره مفهومی فراتر از یک کیفیت احساسی ساده بوده است؛ مفهومی که با زمان، مکث، و نحوه‌ی زیستنِ صدا در اجرا پیوندی تنگاتنگ دارد. آلبوم «جانِ حزین» اثر کیارش داودی، برای من از همین منظر واجد اهمیت است: اثری که می‌کوشد حزن را نه به‌عنوان حالت نمایشی یا عاطفه‌ای مستقیم، بلکه به‌مثابه رخدادی شنیداری و گفت‌وگومند در بستر سنتورنوازی معاصر بازاندیشی کند.

کیارش داودی را می‌توان از جمله نوازندگانی دانست که مسیر آموزشی و اجرایی او به‌طور جدی در پیوند با سنت موسیقی دستگاهی ایران شکل گرفته است. آنچه در «جانِ حزین» توجه مرا جلب می‌کند، نه صرفِ وفاداری به ردیف، بلکه نوع مواجهه‌ی تفسیری با آن است. در این آلبوم، سنت به‌عنوان مجموعه‌ای از قواعد بسته عمل نمی‌کند، بلکه افقی است که امکان حرکت، مکث و تأمل در آن فراهم می‌شود.

سنتورنوازی داودی در این اثر، بر پایه‌ی منطق گوشه‌محور و زبان آشنا برای شنونده‌ی موسیقی ایرانی استوار است، اما از بازتولید صرف الگوهای ملودیک فاصله می‌گیرد. بسط جمله‌ها، نحوه‌ی ورود و خروج از فضاهای مدال، و مهم‌تر از همه، توجه به سکوت و کشش‌های زمانی، نشان می‌دهد که «حزن» در اینجا محصولِ شلوغی صوتی یا اغراق تکنیکی نیست، بلکه نتیجه‌ی نحوه‌ی زیستن صدا در زمان است.

نقش تنبک پدرام خاورزمینی در این آلبوم، برای من نقشی کاملاً معنادار و ساختاری است. تنبک در «جانِ حزین» صرفاً همراهی‌کننده‌ی سنتور نیست، بلکه وارد نوعی گفت‌وگوی ریتمیک با آن می‌شود. سابقه‌ی خاورزمینی در تک‌نوازی و دونوازی تنبک، در این اثر به ایجاد فضایی انجامیده که در آن ریتم، به‌جای پیش‌راندن موسیقی، آن را معلق و تأمل‌برانگیز می‌کند. سکوت‌های ریتمیک، تأخیر در پاسخ‌دهی ضربی، و کنترل دینامیک، همگی به شکل‌گیری فضای درونی آلبوم کمک می‌کنند.

از منظر زیبایی‌شناسی، آنچه «جانِ حزین» را برای من قابل تأمل می‌سازد، نوعی کم‌گویی آگاهانه است؛ پرهیزی سنجیده از نمایش تکنیک و حرکت به‌سوی بیانی که در آن هر صدا واجد وزن و ضرورت است. این رویکرد، آلبوم را به تجربه‌ای شنیداری بدل می‌کند که شنونده را به «شنیدن فعال» دعوت می‌کند، نه به مصرف سریع و سطحی موسیقی.

در پایان باید بگویم که برای من، «جانِ حزین» نمونه‌ای موفق از مواجهه‌ی جدی و اندیشیده با سنت موسیقی ایرانی در زمانه‌ی معاصر است. این آلبوم نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با تکیه بر بنیان‌های ردیف و سنت اجرایی، به بیانی شخصی و امروزین دست یافت، بی‌آنکه دچار گسست یا نوستالژی صرف شد. تعامل سنجیده‌ی سنتور و تنبک، توجه به سکوت و زمان، و فهم حزن به‌مثابه وضعیتی پدیدارشناسانه، «جانِ حزین» را به متنی شنیداری بدل می‌کند که نه‌تنها شنیدنی، بلکه اندیشیدنی است.

از این منظر، آلبوم کیارش داودی را می‌توان اثری دانست که ظرفیت آن را دارد تا در گفت‌وگوهای نظری پیرامون بداهه‌نوازی، تفسیر و معنای موسیقایی در موسیقی کلاسیک ایرانی مورد توجه جدی قرار گیرد.

محمدرضا عزیزی/ پژوهشگر هنر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *