امروز، سالروز خاموشی یکی از پایه‌گذاران اندیشه و سازمان‌یافتگی در موسیقی ایرانی است؛ هنرمندی که نام او نه فقط با سنتورنوازی، بلکه با فهم نوین از نظم، دقت، خلاقیت و نهادسازی در موسیقی ایران گره خورده است. فرامرز پایور، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقی دستگاهی در قرن اخیر، جایگاهی یگانه دارد؛ چراکه توانست میان «زیباشناسی کلاسیک ایرانی» و «روش‌مندی علمی در آموزش و اجرا» پیوندی کم‌نظیر برقرار کند.

میراث او صرفاً یک رپرتوار گسترده یا مکتب مشخص نوازندگی نیست؛ مفهومی است که می‌توان آن را «مهندسی موسیقی ایرانی» نامید. او اولین کسی بود که سنتور—این ساز ذاتاً آزاد و بداهه‌محور—را به سطحی از استانداردهای چندصدایی و ارکستری رساند که پیش از او سابقه نداشت. در آثار و تنظیم‌های پایور، می‌توان تلاشی جدی برای تعریف مجدد ساختار، نقش، و ظرفیت سازها در چارچوب موسیقی دستگاهی مشاهده کرد؛ تلاش‌هایی که نه برای نمایش و فردیت، بلکه برای ارتقای تفکر جمعی در موسیقی انجام شد.

اهمیت پایور در تاریخ موسیقی ایران تنها در مهارت نوازندگی یا استادی در ردیف نیست؛ بلکه در این نکته است که او به موسیقی ایرانی «نظم به‌مثابه زیبایی‌شناسی» بخشید. برای او فرم، انضباط، و کار گروهی، بخشی جدایی‌ناپذیر از عمل هنری بود. همین دیدگاه باعث شد نسلی از نوازندگان، موسیقی‌دانان و مدرّسان ایرانی، اجرای دقیق، تمرین‌محور و مسئولانه را به‌عنوان یک ارزش بنیادین بشناسند.

امروز که یاد او را گرامی می‌داریم، شاید بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن روحیه‌ی علمی و اخلاق هنری هستیم که پایور نماد آن بود: احترام به کار جمعی، تلاش مداوم برای ارتقای سطح فنی و فکری، و نگاه عمیق به ریشه‌های سنت همراه با جسارت برای نوآوری.

به‌عنوان عضوی کوچک از جامعه‌ی موسیقی ایران، باور دارم که تداوم میراث پایور تنها با یادکردن از او محقق نمی‌شود؛ بلکه با پایبندی به همان اصولی ممکن است که او زندگی هنری‌اش را وقف آن‌ها کرد:

دقت، خردورزی، فروتنی، و مسئولیت‌پذیری نسبت به هنر این سرزمین.

روح استاد پایور شاد و نامشان ماندگار.

محمدرضا عزیزی

آهنگساز و پژوهشگر هنر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *